مصطفى النوراني الاردبيلي

274

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

خواصى از صنوبر : حب صنوبر سعال را كه از سردى بود سود كند و طبيعت را يارى دهد تا آنچه اندر سينه و شش گرد مىآيد بيرون افكند و قوه باه را بيفزايد و ادرار بول آورد ، و پوست دار صنوبر ريش‌ها را فراهم آرد كه از سوختن آب گرم خيزد و چوب صنوبر درد دندان را سود كند چون در سركه نهند و با آن مضمضه كنند و خاكستر چوب صنوبر مژه ريخته را از كنار چشم باز بروياند و پلك چشم را كه گوشتش گداخته بود و خورده شده نيك باشد كه اشك از او همى ريزد . « 3 » درختش مشهور است . مزاج : الياف صنوبر بزرگ بسيار قوى و الياف صنوبرى كه آن را خوقى گويند ناتوانتر است . خواص : اليافش بسيار قبوضيت دارد ، كرمى كه در صنوبر است در برندگى همانند آلاكلنگ است . اليافش زخم را به هم آرد . در علاج قرحه ناشى از سوختگى مفيد است . اليافش را بسايند و گردش را بر سوخته آب گرم پاشند مفيد است . دود صنوبر از ريزش مژه جلوگيرى كرده است و خوره گوشه چشم را علاج است . دانه‌اش داروى سرفه كهنه است ، تناول پوست و برگ صنوبر درد كبد را دواست و دانه‌اش شكم را بند آورد . « 1 » صنوبر ( كاج ) : ميوه كاج نافع رعشه و فشار خون است . صنوبر : ميوه آن ( چلغوزه ) مقوى قوه باه و دماغ است و خوراك آن با شير و زنجفيل و دار الفلفل و خرما ، مقوى بعد از مريضى در دوران نقاهت است . چكاندن روغن چلغوزه با زهره گاو مقوى شنوايى گوش است ، ماليدن روغن چلغوزه با گوگرد نافع خارش بدن است ، مرهم روغن چلغوزه با صبر زرد مخرج چرك دملها و زخمها است ، چكاندن روغن چلغوزه همراه با آب بنفشه در بينى مرطب و مقوى دماغ و اعصاب است و ماليدن آن با سنجد نافع شقاق دست و پا است . « 2 »

--> ( 3 ) - الابنيه ، ص 209 . ( 1 ) - قانون در طب ، ص 286 ؛ ابن البيطار ، ج 3 ، ص 89 ؛ قرابادين كبير ، ص 275 ؛ محيط اعظم ، ج 3 ، ص 178 . ( 2 ) - حكيم اسفنديارى .